تاریخ و فرهنگ ایران بزرگ

تاریخ و فرهنگ و زبان ایران بزرگ فرهنگی

 
بنای یادبود گوته و حافظ شعر گوته و حافظ
نویسنده : مهرداد آتورپاتگانی - ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۸
 

گوته، نابغه‌ترین ادیب آلمانی، «دیوان غربی-شرقی» خود را تحت تاثیر «دیوان حافظ» سرود، و فصل دوم آن را با نام «حافظ‌نامه» به اشعاری در مدح حافظ اختصاص داد که از جملهٔ آن‌ها می‌توان به دو شعر زیر اشاره کرد:

    حافظا، در غزل‌هایت می‌شنوم
    که شاعران را بزرگ داشته‌ای.
    بنگر که اینک پاسخی فراخورت می‌دهم:
    بزرگ اویی است که این سپاس به بزرگ‌داشتِ اوست.

و همچنین:

    خود را با تو برابر گرفتن، حافظا
    راستی که دیوانگی است!

    کشتی‌یی پُر شتاب و خروشان
    به پهنهٔ پُر موج دریا در می‌آید،
    و مغرور و دلیر به دلِ خیزاب‌ها می‌زند.
    آن و دمی است که اقیانوس درهم‌اش بشکند.
    ولی این تخته‌بند پوده همچنان به پیش می‌راند.

    در غزل‌های سبک‌خیز و تندآهنگِ تو
    خنکای سیال دریا است،
    و فورانِ کوه‌وار آتش نیز.
    و گدازه‌ها مرا در خود غرق می‌کنند.
    با این همه خیالی نیز درونم را می‌آکند
    و شجاعت‌ام می‌بخشد.
    مگر نه آن‌که من نیز در سرزمینِ خورشید
    زیسته و عشق ورزیده‌ام!

در وصف حافظ:

باشد اگر این دنیا در هم شکند

حافظ، از شور به‌هم‌چشمی تو می‌بالم

در بد و خوب شریکیم و وفادار و سهیم

توأمانیم و ز یک گوهر و همزاد همیم

چون تو خواهم ره دل پویم و نوشم می ناب

هم کنم فخر بر این زندگی شعر و شراب

شو کنون با شرر آتش خود نغمه‌سرا!

گر چه پیری، دل پرشور و جوانیست ترا

 

بنای یادبود گفتمان و دیالوگ میان گوته و حافظ در آلمان