تاریخ و فرهنگ ایران بزرگ

تاریخ و فرهنگ و زبان ایران بزرگ فرهنگی

 
دانش نزد ایرانیان، از زبان فردوسی و شاه‌نامه
نویسنده : مهرداد آتورپاتگانی - ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۳
 

  جای‌گاه والای دانش و آموختن و آموزاندن تازه‌ترین دانش‌ها، در اندیشه‌ی ایرانی، از زبان فردوسی در شاه‌نامه آشکار می‌شود.

  فردوسی در جایی زنده بودن مردمی (بشر) را به دانش می‌داند و مرگ او را زمانی می‌داند که دانش و خِرَد از میان برود:

به دانش بود بی‌گمان زنده مرد   /  *  /  خنک رنج بردار پاینده مرد

  در جایی دیگر ما را به آموختن دانش فرامی‌خواند و یافتن آرامش و شادکامی و... را از راه فراگرفتن دانش و علم می‌داند:

بیاموز و بشنو ز هر دانشی   /  *  /   بیابی زهر دانشی رامشی

  فرزانه‌ی توسی، در جایی دیگر پیشنهاد می‌کند که حتی یک دَم از آموختن دانش و علم دست نکشیم و گمانی به سر راه ندهیم. آن‌جایی که گمان می‌بریم از تازه‌ترین دانش‌های روز پُر شده‌ایم و همه چیز را آموختیم، روزگار به ما نشان خواهد داد که چنین نیست و راه دانش اندوزی بی‌پایان است و باز باید از آموزگاران آموخت و آموخت و آموخت...:

میاسای ز آموختن یک زمان   /  *  /  ز دانش میفکن دل‌اندر گمان 

چو گویی که وام خرد توختم   /  *  /  همه هرچه بایستم آموختم 

چنان نغز بازی کند روزگار   /  *  /  که بنشاندت پیش آموزگار